تبليغاتX
به تارنمای نشريه بذر خوش آمديد !

احسان فتاحیان اعدام شد!


مردی چنگ در آسمان افکند،

هنگامی که خونش فریاد و دهانش بسته بود.

 خنجی خونین

بر چهره ناباور آبی!

عاشقان چنین اند. ... (ادامه مطلب را بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

نامه فرزاد کمانگر در سوگ احسان فتاحیان

 فرزاد کمانگر معلم زندانی که خود محکوم به اعدام شده است، ساعتی بعد از اعدام احسان فتاحیان، نامه ای در سوگ او نوشته است که توسط خبرگزاری هرانا وابسته به مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران، منتشر شده است:

هر شب ستاره‌یی به زمین می‌کشند

و این آسمان غم‌زده غرق ستاره‌ها است

سلام رفیق، چه‌گونه تجسم‌ات کنم؟ به کدام جرم تصورت کنم؟ جوانکی نحیف بر فراز چوبه‌ی دار که به شکفتن غنچه‌ی خورشید لب‌خند می‌زند؟ ... (در ادامه مطلب بخوانید)


رنجنامه احسان فتاحيان ، دو روز پيش از اعدام

احسان فتاحيان زندانی سياسی كرد كه طي يك روند كاملا غير قانوني صبح امروز اعدام شد ، دو روز پيش از اعدام طی رنجنامه ای وضعيت خود را چنين شرح ميدهد. در زير متن فارسي  اين رنجنامه را مي خوانيد:

واپسين شعاع آفتاب شبانگاهی
نشان دهنده ی راهی ست که خواهان در نوشتن آنم
خش خش برگ ها زير قدم هايم
ميگويد : بگذار تا فرو افتی
آنگاه راه آزادی را باز خواهی يافت ...
(در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

آبان در خاطره ی ما روز قیام دانش آموزان و دانشجویان در آبان ماه ۱۳۵۷ است. این حرکت در جریان انقلاب، از حرکتهای بسیار تأثیر گذار بود. در ۳۰ سال اخیر جمهوری اسلامی این روز را به عنوان روز مبارزه با استکبار جهانی و مصادف با اشغال سفارت آمریکا مورد توجه قرار داده و سعی دارد تا دروغ خود مبنی بر استقلال از نظام جهانی را تکرار نموده و بر دشمنی خود با امپریالیسم اصرار ورزد. ... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

برای نشريه دانش آموزی بذر

 از چند روز قبل از سیزده آبان، با مامانم صحبت می کردم و زمینه چینی می کردم بلکه راضی بشه و منو با خودش ببره راهپیمایی؛ اما اون همش می گفت خطرناکه؛ اگه اتفاقی برات بیفته به من ربطی نداره؛ برام دست و پا گیر می شی؛ تمام مدت باید حواسمون به تو باشه و ... خلاصه از این حرفایی که هر مادری برای قانع کردن بچه اش می زنه؛ اما مسأله این بود که هیچ کدوم از حرفاش برام قانع کننده نبود و از یک گوش می شنیدم و از گوش دیگه می کردم بیرون و اصلاً برام مهم نبود چی می گه. فقط منتظر بودم بگه كارهای مدرسه ات را انجام بده و بریم؛ اونوقت منم باهاش می رفتم؛ البته اینو مطمئن بودم این من نبودم که دست و پاگیر می شدم بلکه مامانم بود که من می بایست مواظبش باشم. ...

(در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

گزارشی دیگر از 13 آبان

از فعالین بذر

 ساعت 9:30 به خيابان طالقانی رسيدم. عبور و مرور ماشين ها به خيابان طالقانی ممنوع شده بود و خبری از تجمعی نبود تا چهارراه وليعصر، ميدان فردوسی و خيابان سپهبد قرنی رفتم شايد در آنجا كسی برای تجمع آمده باشد. اما در خيابان سپهبد قرنی صف قليلی از چند تا آخوند با شعارهای هميشگی به سمت سفارت در حركت بودند. در تمام اين مدت حضور نيروهای سركوبگر به طور چشمگير در تمامی نقاط قابل توجه بود. ... (در ادامه مطلب بخوانید)
ادامه مطلب
+     | 

اتحاد و همراهی مردم ستودنی است!

گزارشی از فعالین بذر- 13 آبان 1388


تهران - خیابان ولیعصر- ساعت 10 صبح

همه مغازه ها تعطیل است. نیروی های انتظامی در گوشه و کنار خیابان به تعداد بسیار زیاد ایستاده اند. مردم در جهات مختلف درحال رفت و آمد هستند. به سمت خیابان طالقانی می رویم. تمام خیابان مملو از اتوبوس است. تعداد کمی از دانش آموزان دبستانی را برای مراسم آورده اند و عده ای هم بصورت پراکنده درحال راه رفتن هستند. هرچه جلو ترمی رویم، بر تعداد نیروها و تنوعشان افزوده می شود. زنی چادری چندبار "مرگ بر آمریکا" می گوید؛ و بچه های دبستانی تک و توک  تکرار می کنند. به چهارراه سپهبد قرنی می رسیم. جایی که نزدیک سفارت آمریکاست. اما در آنجا نیروهای بسیج که امروز قیافه های عجیب و غریبی هم درمیان آنها دیده می شد، مانع از عبور مردم شدند و گفتند: «مردها می توانند رد شوند و زنها به سمت بالا بروند.» به سمت بالا یعنی پل کریمخان می رویم. جمعیت زیادند.

می گویند کروبی در میدان هفت تیر- ساعت 10:30 سخنرانی داشته است. جمعیت در زیر پل موج می زند. روی پل پر از مأمور است. مردم یکجا نمی ایستند و راه می روند. به همدیگر توصیه می کنند که "نایستید!". جلوی ادارت دولتی که تنها جایی است که باز است مأمور ایستاده، تا کسی در هنگام فرار به آنجا نرود. جعفر پناهی را در میان مردم می بینیم... (در ادامه مطلب بخوانید)
ادامه مطلب
+     | 

ستاره در اوین

گزارش از جلوی زندان اوين – 14 آبان


یک ساعتی است که از در اوین برگشتم اعصابم پاک بهم ریخته از شدت خشم دوست دارم فریاد بزنم. حدود ساعت 3 بود که یکی از دوستان زنگ زد و گفت که تعدادی از خانواده ها در جلوی اوین تجمع کردن. خیلی سریع خودمان را به اوین می رسانیم جمعیتی حدود 400 تا 600 نفر از خانوادها و فعالین اجتماعی در جلوی اوین تجمع کرده بودن. بعد ازحدود 10 دقیقه درب اوین باز شد و تعدادی سرباز و نیروی گارد مردم را به اطراف هل دادن. در همین هنگام ماشینی در جلوی اوین ظاهر می شود که مخصوص حمل محکومین است. تعدادی را از ماشین پیاده کردن که دستبند به دست داشتند. با دیدن این صحنه مردم شروع به دادن شعار کردن درست که نگاه کردم تعدادی از رفقا را در میانشان شناختم. مشخص بود که آنها را از بازداشتگاههای دیگر به اوین آورده اند. روی صورت تعدادی از رفقا آثار شکنجه دیده می شود... (در ادامه مطلب بخوانید)

ادامه مطلب
+     | 

مرگ بر دیکتاتور!

 گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 13  آبان 1388

 با دوستان تصميم گرفتيم طرف سفارت آمريكا كه محل تجمع نيروهای دولتی بود نريم. در خيابان های اصلی و فرعی مركز شهر تجمع های مختلف مردمی زياد بود و ما به همين نقاط رفتيم. از ساعت 11 و نيم صبح در فاصله ميان چهار راه انقلاب تا ميدان وليعصر به بالا و فرعی های آن درگيری و جنگ و گريز شديد شد. گروه های مردمی در دسته های سی، چهل، پنجاه و ... نفره و بيشتر با شعار "مرگ بر ديكتاتور" ‌شكل می گرفت و به سمت نيروهای سركوب هجوم می برد و همراه با حمله آنها به فرعی ها عقب نشينی می كرد و دوباره پس از مدتی اين كار تكرار می شد. بسياری مغازه ها بسته بود و بعضی از آنها مردم را داخل مغازه كرده و درها را می بستند. در جايی صاحبخانه ای ما را پناه داد و بچه ها با تيركمان از دريچه ای، بسيجی ها را هدف قرار می دادند. می گفتند در همه اين چند ماه اين كار را كرده اند. در جايی ساكنين مجتمع های بلند از پشت بام قوطی و سنگ و آشغال بر سر نيروهای سركوب می ريختند. يك بسيجی در گوشه ای با دوربين پيشرفته در حال عكس گرفتن از اين صحنه ها بود. مرد ميانسالی به مردم هشدار می داد كه صورت های خود را بپوشانند و تغيير محل بدهند. او می گفت فردا اطلاعاتی ها با اين تصاوير به در خانه ها می آيند و مردم را دستگير می كنند و می گفت تا بحال عده ای اينطوری گرفتار شده اند و كسی هم نمی داند چه بسرشان آمده است؛ و باید درعين مبارزه احتياط های لازم را كرد. ... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

از مترو تا دانشگاه!

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر
10 آبان 1388


 ◘ اعتراضات دانشجویی همچنان ادامه  دارد و رژیم مدام خط و نشان می کشد و از راههای مختلف برای بی اهمیت جلوه دادن این حرکات استفاده می کند. سه شنبه 5 آبان ماه برای پنجمین هفته پیاپی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز تجمع دانشجویان ادامه پیدا کرد. از ساعتهای آغازین این تجمع سیستم فیلترینگ ورود به دانشگاه شدیدتر از قبل به کار افتاده بود. از ورود دانشجویان بدون کارت دانشجویی شدیدا خودداری می شد و همچنین از ورود دانشجویانی که در هفته های قبل حضور موثر و پررنگی در دانشگاه داشتند جلوگیری شد. چند تن از آنها که جلوی در دانشگاه بودند اظهار کردند که به دلیل مصاحبه با رادیو وتلویزیونهای دیگر و پخش عکس و تصویر و اسمشان ممنوع الورود شده اند. اما جمعیتی که در داخل دانشگاه بود نزدیک به 2000 نفر بود و شعاری که بیشتر به گوش می رسید این بود: دانشجو «دستگیر بشه، دانشگاه تعطیل میشه» .البته شعارهای ماههای اخیر نیز از جمله «مرگ بر دیکتاتور» نیز به گوش می رسید. از همانجا خبر می رسد که دانشجویان دانشگاه آزاد تهران واحد جنوب نیز در حمایت از تهران مرکز تجمعی 2000 نفره داشته اند. اما به دلیل فاصله زیاد این دو مرکز به تهران جنوب نمیرسیم. واحد تهران مرکز در پونک خیابان همیلا قرار دارد و نام این مرکز مجتمع نیایش می باشد و واحد جنوب در افسریه و اتوبان آهنگ می باشد.از همه فعالین و دانشجویان و جوانان معترض می خواهیم که در حمایت از دانشجویان و اعتراضاتشان در این تجمعات حضور پیدا کند تا باعث گسترده تر شدن این تجمعات و سراسری شدن آنها و کشاندن آنها از محیط دانشگاه به خیابانها و به میان مردم شوند و همچنین ازدانشجویان می خواهیم که برای شرکت فعالین و جوانان دیگر در این اعتراضات ، تجمعات را در  یکروز برگزار نکنند تا همه بتوانند در مراسمهای مختلف شرکت داشته باشند.
... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

نشریه دانش آموزی بذر شماره ششم - ويژه 13 آبان

■ مدرسه را به خیابان ببریم! ... 2
■ کدام 13 آبان؟ شورش یا بیعت؟ انتخاب با شماست! ... 4
■ انتخابات و مدرسه ... 3
■ 13 آبان برای ما چه روزیست؟ ... 5
■ دانش آموز آقای موسوی ... 7
■ گرگ و ميش ... 8
■ گفتگويی با شاهين نجفی ... 12
■ در مدرسه ها چی میگذره؟ ... 14
■ اطلاعیه بمناسبت بازگشایی دانشگاهها ... 14

+     |