تبليغاتX
به تارنمای نشريه بذر خوش آمديد !

موجی که سر ایستادن ندارد

 

ساعت 4 است. هنوز خبری از نیروهای امنیتی نیست و  این خیلی عجیب است. شاید خواسته اند 18 تیر عادی جلوه کند. با زیاد شدن جمعیت پلیس و بسیج هم به خیابان ها یورش می برند. از روزها قبل مسیرهای مختلفی برای این روز پیش بینی شده بود تا تمرکز پلیس را بر معابر متزلزل کند. بعلاوه پس از گذشته تقریبا یک ماه تعقیب و گریز خیابانی مردم هم بسیار آموخته بودند. استیصال پلیس کاملا مشهود بود.

خیابان کارگراز  بالا تا پایین و تمام خیابان های اطراف مملو از جمعیت بود. مردم در دسته های مختلف شعار می دادند پلیس گاز اشک آور می زد. مردم آتشی می افرو ختند و متواری می شدند. کوچه و خیابانی نبود که شعله های آتشی که مردم برافروخته اند از آن پیدا نباشد. دیگر بعد از یکماه گاز اشک آور و فلفل آنقدر عادی شده که همه آماده برخورد با آنند... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

این روزا همه جا دانشگاس!

 

18 تیر، خیابان کارگر، ساعت 4 بعد از ظهر

جمعیت زیادی جمع شده. دختر و پسر. باز هم حضور دخترها چشمگیره. آلودگی هوا به کمک حکومت اومد و 3 روز تعطیل شد. خیلیها می گفتن همه رفتن شمال. کسی جمع نمی شه. اما فریاد مرگ بر دیکتاتورخیابان کارگر رو داشت می لرزوند. احساس غرور کردم که منم جزئی از جوونای این کشورم. حمله کردن. گاز اشک آور زدن. از قبل همه سطل های آشغال رو آتیش زدن که دود آماده باشه برای وقتی که اشک آور می زنن. با حمله وحشیانه جمعیت رو پراکنده می کنن. دیگه موج سبز نمی بینم. دیگه اسم موسوی نمیاد. البته هنوز الله اکبر گفته می شه. یاد حرف رفیقی می افتم که می گفت آخه احمدی نژادی ها هم الله اکبر می گن. چرا معترضین الله اکبر می گن. این جمله متعلق به همون مکتب و تفکریه که اینا باهاش مردم رو می کشن و می زنن. مردم باید بفهمن که فریادها، دستها، همبستگی و فکرشونه که باعث پیروزیشون می شه. چیزهایی که مادیه و دارن. ماورا الطبیعه اگه می خواست به مردم کمک کنه چرا ندا رو نجات نداد. چرا گذاشت اینهمه جوون برن زندان و زنده نیان بیرون. مگه غیر از اینه که  این جوونا حقشونو می خواستن. اگه خدا طرف حقه، پس کجاست؟ وقتی از فکرم میام بیرون می بینم که رسیدم به خیابان 7 تیر. اما خبری نیست...  (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

يك 18 تير ماندگار ديگر!

  

تصميم داشتيم به مناطق مختلفی كه برای تجمع اعلام شده بود، نگاهی بيندازيم. چند جا سر زديم و آرام بنظر ميآمد. مغازه ها هم اغلب بسته بودند. بطرف ميدان 7 تير رفتيم. متوجه شديم كه مردم اينور و آنور مثلا برای خريد يا برای هواخوری در پارك كنار ميدان، جمع شده اند. پليس و نيروهای انتظامی حضور داشتند ولی نه به تعداد زياد. لباس شخصی ها، با بی سيم های مخفی شده شان، بيشتر بچشم می خوردند. توی خيابان كريمخان بطرف ميدان وليعصر حركت كرديم. هر چه به ميدان نزديكتر می شديم تعداد جمعيت و نيروهای سركوب بيشتر ميشد. نزديك خيابان حافظ درگيری بين تعدادی از جوانان با نيروهای بسيجی و شخصی پوش صورت گرفت. زن ها شروع كردند به فرياد زدن و افشاگری از جنايت های رژيم، و سايرين را به ادامه مبارزه تهييج می كردند. به ميدان كه رسيديم احساس كرديم به ميدان جنگ وارد شده ايم. مردم و نيروهای سركوب در چهار طرف ميدان روبروی هم و بصورت دايره ای تقريبا صف بسته بودند، گاهی در هم می آميختند و زد و خورد می كردند. خواستيم به طرف جنوب ميدان بريم اما راه را بسته بودند و با خشونت و ضرب و شتم مردم را به عقب می راندند. وارد بلوار كشاورز شديم و توی پياده رو همراه جمعيت حركت كرديم. در كوچه های منتهی به بلوار، شعله های آتش زبانه می كشيد و ...  (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

یک حنجره فریاد

 

با خبر قبلی که داشتیم با چند تا از دوستان راهی امیرآباد شدیم تا در مراسم 18 تیر شرکت کنیم. قرار بود که مراسم ساعت 4 جلوی دانشکده ای فنی تهران برگزار بشه به امیر آباد که رسیدیم هیچ خبری از مردم نبود و نیروهای انتظامی و امنیتی به وضوح به چشم می خوردند. برای همین به سمت خیابان انقلاب حرکت کردیم تا شاید اونجا خبری بگیریم. همش تو این فکر بودیم که نکنه خبری نباشه. از چهاراه کارگر.فاطمی که رد شدیم و به پارک لاله که رسیدم فضای سکوت مرگباری حاکم بود. حال عجیبی بود انگار آرامش قبل از طوفان. خلاصه خودمون رواز طریق خیابان 16 آذر به میدان انقلاب رسوندیم. میدان پربود از نیروهای گارد و نیروی انتظامی که مانع ایستادن مردم می شدند. به سمت چهاراه ولیعصر حرکت کردیم. سر خیابان قدس نیروی انتظامی و تعدادی از لباس شخصی ها مردم رو به زور به سمت خیابان ابوریحان وخیابان حجاب هدایت می کردن. در این حال تعدادی از لباس شخصی ها بااستفاد از باتوم و اسپری فلفل به مردم حمله ور شدن و تعدادی از مردم نیز به دفاع از خود پرداختن. در این حال ما باتعدادی از جوانان به سمت نیروی انتظامی و امنیتی یورش بردیم که ...  (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

18 تیر باشکوه!

 گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر -18 تیر 1388

 

چه صلابتی دارد این 18 تیر. همه آمده اند. جوان و پیر و میانسال. نه فقط در یک خیابان؛ که اینبار آموخته اند از روزهای پیش. در هفت هشت نقطه مرکزی تهران تظاهرات های توده ای بر پاست. سکوتی در کار نیست. همه شعار می دهند. بعضی ها  الله اکبر می گویند اما به سرعت مرگ بر دیکتاتور! دولت کودتا استعفا استعفا! جانشینش می شود. مرکز درگیری ها چهارراه ولی عصر – انقلاب است: پارک دانشجو. جمعیت متمرکز و فشرده است و گاردهای ضد شورش با گازاشک آور و باتوم یورش می برند. چهره ها خونین است. جمعیت مرتب از پیاده رو به خیابان و خیابان به پیاده رو جا به جا می شود. ماشین ها مثل دو هفته پیش همه بوق می زنند. بوق های ممتد. باز هم مشت ها در آسمان است و  دو انگشت به نشانه پیروزی و همبستگی. موج مردم از همه خیابان های اصلی به سمت میدان انقلاب و دانشگاه سرازیر است. اینبار شعار طولانی جدیدی را به سبک دوران انقلاب 57 همه می خوانند:

محمود خائن آواره گردی/ خاک وطن را ویرانه کردی/ کشتی جوانان وطن آه و واویلا..... مرگ بر تو! مرگ بر تو.... مــــرگ بــر تــــو!....    (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

نشریه دانشجویی بذر شماره ۳۸ - تیر ۱۳۸۸

 ویژه مبارزات مردم ایران

نشریه دانشجویی بذر شماره ۳۸ - تیر ۱۳۸۸ ویژه مبارزات

18 تیر کابوس ده ساله جمهوری اسلامی  صفحه 2

■ درماندگی رهبر، تزلزل موسوی و آگاهی مردم!  صفحه 3

آقای موسوی! ما عليه اين قانون بپاخاسته ايم!  صفحه 4

فراخوان اضطراری! در مورد دستگیر شدگان خیزش مردم  صفحه 6

بگذار برخیزد مردم بی لب خند! بگذار برخیزد!  صفحه 7

فعالین بذر از خیابان های ایران می گویند  صفحه 9
گپ های مردم در خیابان
پیاده رو
پارک لاله؛ جیغ، باتوم و خون
درسهای بهارستان
بالاخره چی میشه؟
دغدغه های فکری در نبردهای خیابانی!

+     | 

پوستر های نشریه دانشجویی بذر

در اعتراض به ناپدیدشدن،  اعدام و کشتار دستگیرشدگان خیزشهای اخیر در ایران

پوستر بذر در اعتراض به کشتار و اعدام ناپدیدشدگان

پوستر بذر در اعتراض به کشتار و اعدام ناپدیدشدگان

+     | 

فراخوان اضطراری!

نامه ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر -  12 تیر 1388

در مورد دستگیر شدگان خیزش مردم، خبرهای دهشتناكی از زندان های رسمی و بازداشتگاه های مخفی و موقتی در گوشه و كنار می رسد. شرایط ایجاب می كند كه یك جنبش همگانی برای افشای جنایاتی كه در حال رخ دادن است و آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی فراخوان داده شود...

+     | 

فراخوان اضطراری

با توجه به اهمیت انتشار گسترده "فراخوان اضطراری در مورد دستگیر شدگان خیزش مردم" ترجمه آن به زبان آلمانی به دستمان رسیده است، که در زیر منتشر می کنیم! (با سپاس فراوان از رفقای مترجم)

Dringender Aufruf !

Die Lage ist ernst !

Ein Schreiben an Studenten Newsletter  Bazr 03. Juli 2009



Man hört furchtbar und Besorgnis erregende Nachrichten aus der amtlichen befristete geheimen Gefängnissen und Haftanstalten. Angesichts der Umstände, eine Massenbewegung ist notwendig, um die Grausamkeiten, die derzeit im Iran öffentlich stattfinden, sondern auch die bedingungslose Freilassung aller politischen Gefangenen zu fordern.

Im Iran können die Familien und Angehörigen der alten und neuen politischen Gefangenen, Kern dieser Bewegung sein. Aber unter den gegebenen Umständen, Opposition  im Ausland soll eine entscheidende Rolle spielen. Auch das jährliche Gedenken an die Opfer von 67 (1988)  Massaker  kann zu solchem Aufruf führen...  
   (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

بگذار برخیزد مردم بی لب خند! بگذار برخیزد!

 

از من سؤال کرده بودی: همه جا اولین چیزی که پرسش می شود اینست که بنظرتان چه می شود؟ چقدر مردم دوام می آورند؟ پس طبقه کارگر کجاست؟ چرا اقشار فقیر در صحنه کمرنگ هستند؟ آیا هنوز هم باید با موج سبز مرزبندی کرد؟ اجازه بهم بده اونجور که اوضاع رو می فهمم برات بگم.

برنامه های روزانه مان اساساَ، بر تجمع های روزانه چیده می شود. تا وقتی توی خونه نشستم دل تو دلم نیست. می خوام برم بیرون. فکر می کنم امروز کجا برم. چه کار کنم. چی میشه. چقدر از مردم میان؟ طاقتم نمی گیره. می زنم بیرون.

این روزها چهره همه چیز تغییر کرده. وقتی راه میری همه به هم نگاه می کنن. از تیپ و قیافه مردم می شه فهمید که امروز می خوان برن تجمع یا نه. شهر یک شکل دیگه است. آدم هر لحظه انتظار یک اتفاق رو می کشه. این روزها ترجیح می دم با وسایل نقلیه عمومی تردد کنم. همه جا صحبت از اتفاقات اخیره. دیگه طرفداران احمدی نژاد جرأت نمی کنن حرف بزنن...   (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

فراخوان اضطراری! 

با توجه به اهمیت انتشار گسترده "فراخوان اضطراری در مورد دستگیر شدگان خیزش مردم" ترجمه آن به زبان فرانسه به دستمان رسیده است، که در زیر منتشر می کنیم! (با سپاس فراوان از رفقای مترجم)

LA SITUATION EST GRAVE;

NE PERDEZ PAS UN INSTANT!

 

De terribles nouvelles nous parviennent des personnes arrêtées au cours des récentes contestations populaires en Iran et détenues dans les prisons officielles, dans des geôles clandestins et autres cachots improvisés. Les circonstances obligent à appeler à un mouvement uni afin de dénoncer les crimes qui sont en train d’être commis et d’exiger la libération immédiate et sans conditions de tous les prisonniers politiques.

En Iran, les familles des prisonniers, anciens ou récents, peuvent être le moteur et le noyau central d’un tel combat. A l’étranger, les Iraniens  de l’extérieur peuvent et doivent, eux aussi, jouer un rôle important...   (در ادامه مطللب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

فراخوان اضطراری! 

با توجه به اهمیت انتشار گسترده "فراخوان اضطراری در مورد دستگیر شدگان خیزش مردم" ترجمه آن به زبان هلندی به دستمان رسیده است، که در زیر منتشر می کنیم! (با سپاس فراوان از رفقای مترجم)

DRINGEND VERZOEK TOT OPKOMST

 

VERZONDEN BRIEF TER PULICATIE IN HET BAZR-STUDENTENTIJDSCHRIFT OP 12/4/1388 (3 juli 2009)

Aangaande de gearresteerde actievoerders in Iran komt steeds meer gruwelijke en onrustwekkend nieuws uit de officiële gevangenissen en de tijdelijke geheime gevangenissen.

Gezien de omstandigheden is een massabeweging noodzakelijk ten einde de gruweldaden die op dit ogenblik in Iran plaats vinden openbaar te maken maar ook de onvoorwaardelijke vrijlating te eisen van alle politieke gevangenen...   (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

فراخوان اضطراری! 

با توجه به اهمیت انتشار گسترده "فراخوان اضطراری در مورد دستگیر شدگان خیزش مردم" ترجمه آن به زبان انگلیسی به دستمان رسیده است، که در زیر منتشر می کنیم! (با سپاس فراوان از رفقای مترجم)

Urgent Call!

 

A letter to student newsletter Bazr July 03, 2009

News leaking from prisons and underground detention centers In Iran-Tehran, where detainees of the recent uprisings are kept is horrifying. It is important to start a massive campaign to expose on going crimes and genocides and to demand an unconditional and immediate release of all political prisoners. In Iran , families of the past or recent political prisoners can be the central nucleus and instigator to start the campaign. But, at this point and time Iranian in Diaspora can play a very significant role in this matter.  Even the gatherings of the anniversary of the massacre of 1989 can be used as an occasion for this purpose...   (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

فراخوان اضطراری!

 

نامه ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر -  12 تیر 1388

 

در مورد دستگیر شدگان خیزش مردم، خبرهای دهشتناكی از زندان های رسمی و بازداشتگاه های مخفی و موقتی در گوشه و كنار می رسد. شرایط ایجاب می كند كه یك جنبش همگانی برای افشای جنایاتی كه در حال رخ دادن است و آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی فراخوان داده شود. در ایران،  خانواده های زندانیان سیاسی از قدیم و جدید می توانند محرك و هسته مركزی چنین كاری شوند. ولی در شرایط کنونی خارج از کشور می تواند و باید نقش مهمی در این زمینه بازی كند. حتی كارزار سالانه یادبود كشتار 67 می تواند  به عرصه ای برای این جنبش تبدیل شود.

خبرهایی كه می رسد حاكی از شكنجه های وحشیانه و به قصد كشت بر جوانان دستگیر شده در تظاهرات ها و همینطور قشرهای دیگر است. علاوه بر این در مورد افراد شناخته شده (اعم از روزنامه نگار یا فعالان ستادهای موسوی و كروبی) فشار به قصد اعتراف را جلو برده اند. مساله اصلی اینست كه در مورد جوانان بی نام و نشان، دارند به سبك آمریكای لاتین جلو می روند یعنی پدیده سر به نیست كردن و مفقود الاثرها (دسپاراسیدوس). یكی از یک نگهبان اوین كه سرباز وظیفه است نقل می کرد كه در بخش مخصوصی كه متعلق به بسیج و اطلاعات سپاه است و هیچكس حق ورود به آنجا را ندارد  وحشتناك شكنجه می كنند و از صدای فریاد، اعصاب همه ما خرد شده است. و هر صبح زود به طور متوسط 10 جسد از كسانی كه زیر شكنجه كشته شده اند را با آمبولانس از زندان خارج می كنند و به گورهای بی نام و نشان می برند...   (در ادامه مطلب بخوانید)

وضعیت اضطراری است؛ وقت تلف نکنید!


ادامه مطلب
+     | 

گپ های مردم در خیابان!

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 9 تیر 1388

 

خبر پيچيده بود كه امروز چون مهلت 5 روزه شورای نگهبان برای بررسی انتخابات بسر می رسد در شهر خبرهايی خواهد بود. فكر كردم امروز را نمی شود از كف داد.

تهران پر از نيروهای نظامی امنيتی بود. اما مردم به خيابان آمده بودند و بصورت فشرده در چهار راهها، پياده رو ها و پارك ها حضور داشتند. می گفتند قرار است از راه آهن تا تجريش راهپيمايی باشد. اما بنظر نامحتمل می آمد. به دليل تعداد فوق العاده زياد نيروهای سركوب. آنها علاوه بر اينكه تمام ميدان ها و چهار راهها را اشغال كرده بودند، در وسط خيابان طولانی وليعصر نيز به صف ايستاده بودند.

مردم خودی را از غيرخودی (يعنی جاسوس ها و خبرچين ها) تشخيص می دادند و با هم گفتگو می كردند. آنها خبر سوزانده شدن بيلبوردهايی با تصوير خامنه ای كه جديدا نصب شده و چنگ و دندان برای مردم  نشان می دهد را به يكديگر می دادند و راههای مبارزه را به هم می آموختند...  (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

پیاده رو

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر

میدان ونک مملو از نیروهای نظامی و لباس شخصی بود. مردم انگار در حال معمول از خانه بیرون زدند و راه خود را می روند. اما کفش های کتانی و پچ پچ های شان چیز دیگری می گوید. نزدیک هم که می رسند به یکدیگر لبخند می زنند. 2 تا 3 تا همراه هم می شوند. به هم که می رسند؛ یکی می پرسد: بالا چه خبر است؟ و آن یکی اخبار پایین را به او می دهد. روحیه ها عالی است و کسی از شکست حرف نمی زند. بوق ممتد اتومبیل ها تمام مردم را به وجد می آورد. حضور بزرگترها و جوانترها در کنار هم چشمگیر است. از هم درس می گیرند. بسیاری خانوادگی آمده اند. خانمی گوشه خیابان به رهگذران!!! شکلات تعارف می کند. لباس شخصی ها به مردم چپ چپ نگاه می کنند. 2 نفرشان می خواهند برای کاری به سمتی بروند فرمانده شان نهیب می زند تنها نروید. دختری در حال رد شدن از مقابل آنها با صدای بلند می گوید: "خوبه ما با یه لا پیرن میایم بیرون"... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

نشریه دانشجویی بذر - انگلیسی

 ویژه خیزشهای اخیر در ایران

بذر دانشجویی - انگلیسی - ویژه خیزشهای اخیر در ایران

+     | 

 تهران - پارک لاله - 20:30
گزارش فعالین نشریه دانشجویی بذر

 

پارک لاله؛ جیغ، باتوم و خون

 

همین الان ازپارک برگشتم. اعصابم  به کلی از این همه قصاوت و بی رحمی به هم ریخته. دیدن صحنه ها برایم مثل یه کابوس بود. آخه امروز قراربود که همه  خانوادهای بچه های دستگیرشد و کشته شدگان درپارک لاله جمع شوند. ماهم با یکی ازدوستان ازساعت 6 در محل حاضرشدیم. فضای پارک بشدت امنیتی است. درتمام کوچه های منتهی به پارک لاله حضور نیروهای امنیتی مشهود است. در کوچه 16 آذر ماشینهای با آرم گشت ارشاد به چشم می خورد که درآنها نیروهای زن نشته اند. با نزدیک شدن به ساعت 7 مردم کم کم دور هم جمع می شوند که ابتدا نیروی انتظامی شروع به تذکرمی کند وسعی در متفرق کردن مردم دارد که با ایستادگی برخی از مردم روبرو می شود. دراین لحظه به ناگاه ازتمام پارک نیروهای سپاه و نیروهای موسوم به یاوران رهبری و نیروهای گارد ویژه با کمک نیروهای زن با استفاد ازباتوم و گازفلفل به سمت مردم و خانواده ها حمله ور شدند و ... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

درسهای بهارستان

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 4 تیر 1388

 

به نظرم تظاهرات ديروز بهارستان از اين نظر اهميت داشت كه روحيه همدلی و پايداری را هم به نمايش گذاشت و هم بالا برد. تعداد جمعيتی كه به سمت مجلس حركت مي كرد (البته در پياده روها) زياد بود. تركيب عمدتا جوان بود ولی ميانسال ها هم بودند. در بين ميانسالان، تعداد زنان كاملا بيشتر بود. پليس بعد از مدتها به فيلمبرداری از افراد روي آورده بود. مركز هجوم به مردم خود ميدان بود. ادامه سركوب به كوچه ها و خيابان های اطراف ميدان (در جنوب و غرب و شمال ميدان)، به مردمی كه عقب می نشستند گسترش يافت. شعار دادن ها توسط گروه های سی چهل نفره در محيط اطراف (و نه در مركز هجوم) انجام می شد. با شعار چند ده متری جلو مي رفتند و به محض اينكه روبروی خود نيروهای سركوبگر را می ديدند كه پياده يا با موتور قصد نزديك شدن به آنان را دارند می دويدند و عقب نشينی می كردند و در كوچه ها و خيابان های دورتر متفرق می شدند و دوباره به همين شكل در گوشه ای ديگر تجمع جديدی به طور اتفاقی با تركيب متفاوتی از افراد تشكيل می شد و سعي می كردند تا آنجا كه می شود به سمت مركز درگيری پيشروی كنند... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

بالاخره چی میشه؟

دغدغه های فکری در نبردهای خیابانی!

 

نامه ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر
4 تیر 1388

 1- آیا این موج ادامه خواهد یافت؟

بعد از سخنرانی خامنه ای در نماز جمعه، همه مردم دچار دلشوره شدند كه چند روز آينده (پس از اين سخنرانی) چه می شود. فكر می كنم در سرتاسر ايران ميليون ها نفر (منجمله من) در آنشب چشم بر هم نگذاشتند و داشتند به همين فكر می كردند. گاهی در كوچه ها فرياد كسی را از دور دست می شنيدی كه با لحنی پر از بيم و اميد می گفت: «مردم قربونتون برم! شنبه به خيابانها بياييد». در دنیای نت نيز اين تقاضا مرتباَ تكرار ميشد.

شنبه را ديديم چه گذشت. كشته شدن آن دختر نازنين (ندا سلطانی) و پخش آن از كانالهای ماهواره ای آتش بجان مردم زد و يكشنبه نيز وضع به همين منوال گذشت...  (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

نشریه دانشجویی بذر شماره 37 - تیر 1388

 ویژه مبارزات مردم ایران

نشریه دانشجویی بذر شماره 37 - تیر 1388 - ویژه مبارزات

■ مردم  سرنوشت این نظام را در خیابانها تعیین خواهند کرد!  بیانیه نشریه دانشجویی بذر  صفحه 2

■ موسوی و جامعه آینده اش  صفحه 3

■ امروز "ندا" متولد می شود!  صفحه 5

■ فعالین بذر از خیابان های ایران می گویند  صفحه 6
تهران - شنبه 23 خرداد 88- خیابان ولیعصر
تهران - یکشنبه 24 خرداد 88 - خیابان ولیعصر، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران
تهران - دوشنبه 25 خرداد 88 - جرات صعود به قله ها را بخود دهیم
تهران - دوشنبه 25 خرداد 88 - میدان انقلاب تا میدان آزادی
تهران - سه شنبه 26 خرداد 88 - میدان انقلاب تا میدان آزادی
تهران - سه شنبه 26 خرداد 88  - کوی دانشگاه
تهران - سه شنبه 26 خرداد 88 - سکوت
تهران - چهارشنبه 27 خرداد 88 - شور و شوق؛ بیم و امید!
تهران - پنجشنبه 28 خرداد 88 - تظاهرات از میدان امام (توپخانه)
تهران - جمعه 29 خرداد 88 - این از نتایج سحر است، باش تا صبح دولتت بدمد!
تهران - شنبه 30 خرداد 88 - باید حساب سی سال را پس بدن!
تهران در آتش و خون!
سه شنبه 2 تیر – خبر فوری

■ ترانه " آهای جوون، آهای جوون" صفحه 16

■ نکاتی درباره درباره شورش های خیابانی از Anthony Ignorant

+     | 

خبر فوری – سه شنبه 2 تیر

 با اطلاع قبلی از تجمعی که قرار بود امروز توسط مردم به یاد ندا-دختری که روز شنبه در خیابان امیر آباد توسط نیروهای امنیتی کشته شد- برگزار شود، ما هم با چند تن از دوستان  بذرعازم محل شدیم ولی هیچ خبری از مردم نبود. نیروهای امنیتی به وضوح در خیابان و پشت بام ها به چشم می خورند. تک تیرندازان در محل های خود موضع گرفته بودند و هر حرکتی را زیر نظر داشتند. ما مجبور شدیم محل را ترک کنیم و به سمت میدان انقلاب حرکت کنیم. در میان راه در تقاطع خیابان کارگر و فاطمی با سیلی از نیروهای بسیجی و سپاه روبرو شدیم و از میان آنها گذر کردیم و خود را به پارک لاله رسانیدیم. تا به حال این همه نیروی امنیتی و نظامی را یکجا ندیده بودیم. تمام پارک لاله و خیابان های اطراف پارک در محاصری نیروی امنیتی است.  روز سه شنبه ساعت 17:05

 خبری از فعالین نشریه بذر

+     | 

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 31 خرداد 88

تهران در آتش و خون!

 

شنبه 30 خرداد 88 - 21 کشته و صدها زخمی

روز شنبه تهران شاهد شورانگیزترین و خونین ترین تظاهرات از آغاز تظاهرات میلیونی در پی تقلب بزرگ در انتخابات و کودتای اخیر بود.

قرار بود تجمع از ساعت 5 از میدان انقلاب به سمت میدان آزادی آغاز شود. اما از ساعت سه بعد از ظهر حکومت تعداد بسیار زیادی از نیروهای بسیج و سپاه و وزارت اطلاعات و لباس شخصی های آموزش دیده را مجهز به باتوم اسپری فلفل و گاز اشک آور و کلت و موتورسیکلت های پرشی تندرو به صحنه آورده بود و در اکثر چهار راهها منتهی به خیابان آزادی گله های بسیجی که با لباس پلنگی و کلاهخود و باتوم بودند ایستاده بودند. حکومت هر کسی را که حاضر بود در جنایات امروز سهم بگیرد از حراست ادارات گرفته تا بسیجی های یونیفرم پلنگی خاکستری تا اطلاعاتی های جلیقه پوش و نیروهای جنگی سپاه را بکار گرفته بود تا نیرویش هر چه بیشتر بنظر آید.

 در خیابان آزادی صدها موتور سوار مجهز به لباس های مشکی رنگ و باتوم -کسانی که به روبو کاب معروف شده اند - در خط اتوبوس تند رو  بی آرتی مرتب بالا و پائین رفته و باتوم های خود را به رخ مردم می کشیدند... (در ادامه مطلب بخوانید) 


ادامه مطلب
+     |