![]() |
![]() |
|
|
+
|
|
|
+
|
|
|
+
|
|
|
+
|
|
|
+
|
|
|
پوستر های نشریه دانشجویی بذر در اعتراض به ناپدیدشدن، اعدام و کشتار دستگیرشدگان خیزشهای اخیر در ایران
|
|
+
|
|
|
+
|
|
|
+
|
|
|
+
|
|
|
+
|
|
|
گپ های مردم در خیابان! گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 9 تیر 1388
خبر پيچيده بود كه امروز چون مهلت 5 روزه شورای نگهبان برای بررسی انتخابات بسر می رسد در شهر خبرهايی خواهد بود. فكر كردم امروز را نمی شود از كف داد. تهران پر از نيروهای نظامی امنيتی بود. اما مردم به خيابان آمده بودند و بصورت فشرده در چهار راهها، پياده رو ها و پارك ها حضور داشتند. می گفتند قرار است از راه آهن تا تجريش راهپيمايی باشد. اما بنظر نامحتمل می آمد. به دليل تعداد فوق العاده زياد نيروهای سركوب. آنها علاوه بر اينكه تمام ميدان ها و چهار راهها را اشغال كرده بودند، در وسط خيابان طولانی وليعصر نيز به صف ايستاده بودند. مردم خودی را از غيرخودی (يعنی جاسوس ها و خبرچين ها) تشخيص می دادند و با هم گفتگو می كردند. آنها خبر سوزانده شدن بيلبوردهايی با تصوير خامنه ای كه جديدا نصب شده و چنگ و دندان برای مردم نشان می دهد را به يكديگر می دادند و راههای مبارزه را به هم می آموختند... (در ادامه مطلب بخوانید) ادامه مطلب |
|
+
|
|
|
پیاده رو گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر میدان ونک مملو از نیروهای نظامی و لباس شخصی بود. مردم انگار در حال معمول از خانه بیرون زدند و راه خود را می روند. اما کفش های کتانی و پچ پچ های شان چیز دیگری می گوید. نزدیک هم که می رسند به یکدیگر لبخند می زنند. 2 تا 3 تا همراه هم می شوند. به هم که می رسند؛ یکی می پرسد: بالا چه خبر است؟ و آن یکی اخبار پایین را به او می دهد. روحیه ها عالی است و کسی از شکست حرف نمی زند. بوق ممتد اتومبیل ها تمام مردم را به وجد می آورد. حضور بزرگترها و جوانترها در کنار هم چشمگیر است. از هم درس می گیرند. بسیاری خانوادگی آمده اند. خانمی گوشه خیابان به رهگذران!!! شکلات تعارف می کند. لباس شخصی ها به مردم چپ چپ نگاه می کنند. 2 نفرشان می خواهند برای کاری به سمتی بروند فرمانده شان نهیب می زند تنها نروید. دختری در حال رد شدن از مقابل آنها با صدای بلند می گوید: "خوبه ما با یه لا پیرن میایم بیرون"... (در ادامه مطلب بخوانید) ادامه مطلب |
|
+
|
|
|
+
|
|
|
تهران - پارک لاله - 20:30
پارک لاله؛ جیغ، باتوم و خون
همین الان ازپارک برگشتم. اعصابم به کلی از این همه قصاوت و بی رحمی به هم ریخته. دیدن صحنه ها برایم مثل یه کابوس بود. آخه امروز قراربود که همه خانوادهای بچه های دستگیرشد و کشته شدگان درپارک لاله جمع شوند. ماهم با یکی ازدوستان ازساعت 6 در محل حاضرشدیم. فضای پارک بشدت امنیتی است. درتمام کوچه های منتهی به پارک لاله حضور نیروهای امنیتی مشهود است. در کوچه 16 آذر ماشینهای با آرم گشت ارشاد به چشم می خورد که درآنها نیروهای زن نشته اند. با نزدیک شدن به ساعت 7 مردم کم کم دور هم جمع می شوند که ابتدا نیروی انتظامی شروع به تذکرمی کند وسعی در متفرق کردن مردم دارد که با ایستادگی برخی از مردم روبرو می شود. دراین لحظه به ناگاه ازتمام پارک نیروهای سپاه و نیروهای موسوم به یاوران رهبری و نیروهای گارد ویژه با کمک نیروهای زن با استفاد ازباتوم و گازفلفل به سمت مردم و خانواده ها حمله ور شدند و ... (در ادامه مطلب بخوانید) ادامه مطلب |
|
+
|
|
|
درسهای بهارستان گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 4 تیر 1388
به نظرم تظاهرات ديروز بهارستان از اين نظر اهميت داشت كه روحيه همدلی و پايداری را هم به نمايش گذاشت و هم بالا برد. تعداد جمعيتی كه به سمت مجلس حركت مي كرد (البته در پياده روها) زياد بود. تركيب عمدتا جوان بود ولی ميانسال ها هم بودند. در بين ميانسالان، تعداد زنان كاملا بيشتر بود. پليس بعد از مدتها به فيلمبرداری از افراد روي آورده بود. مركز هجوم به مردم خود ميدان بود. ادامه سركوب به كوچه ها و خيابان های اطراف ميدان (در جنوب و غرب و شمال ميدان)، به مردمی كه عقب می نشستند گسترش يافت. شعار دادن ها توسط گروه های سی چهل نفره در محيط اطراف (و نه در مركز هجوم) انجام می شد. با شعار چند ده متری جلو مي رفتند و به محض اينكه روبروی خود نيروهای سركوبگر را می ديدند كه پياده يا با موتور قصد نزديك شدن به آنان را دارند می دويدند و عقب نشينی می كردند و در كوچه ها و خيابان های دورتر متفرق می شدند و دوباره به همين شكل در گوشه ای ديگر تجمع جديدی به طور اتفاقی با تركيب متفاوتی از افراد تشكيل می شد و سعي می كردند تا آنجا كه می شود به سمت مركز درگيری پيشروی كنند... (در ادامه مطلب بخوانید) ادامه مطلب |
|
+
|
|
|
بالاخره چی میشه؟ دغدغه های فکری در نبردهای خیابانی!
نامه ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر 1- آیا این موج ادامه خواهد یافت؟ بعد از سخنرانی خامنه ای در نماز جمعه، همه مردم دچار دلشوره شدند كه چند روز آينده (پس از اين سخنرانی) چه می شود. فكر می كنم در سرتاسر ايران ميليون ها نفر (منجمله من) در آنشب چشم بر هم نگذاشتند و داشتند به همين فكر می كردند. گاهی در كوچه ها فرياد كسی را از دور دست می شنيدی كه با لحنی پر از بيم و اميد می گفت: «مردم قربونتون برم! شنبه به خيابانها بياييد». در دنیای نت نيز اين تقاضا مرتباَ تكرار ميشد. شنبه را ديديم چه گذشت. كشته شدن آن دختر نازنين (ندا سلطانی) و پخش آن از كانالهای ماهواره ای آتش بجان مردم زد و يكشنبه نيز وضع به همين منوال گذشت... (در ادامه مطلب بخوانید) ادامه مطلب |
|
+
|
|
|
نشریه دانشجویی بذر شماره 37 - تیر 1388 ■ مردم سرنوشت این نظام را در خیابانها تعیین خواهند کرد! بیانیه نشریه دانشجویی بذر صفحه 2 ■ موسوی و جامعه آینده اش صفحه 3 ■ امروز "ندا" متولد می شود! صفحه 5 ■ فعالین بذر از خیابان های ایران می گویند صفحه 6 ■ ترانه " آهای جوون، آهای جوون" صفحه 16 ■ نکاتی درباره درباره شورش های خیابانی از Anthony Ignorant |
|
+
|
|
|
خبر فوری – سه شنبه 2 تیر با اطلاع قبلی از تجمعی که قرار بود امروز توسط مردم به یاد ندا-دختری که روز شنبه در خیابان امیر آباد توسط نیروهای امنیتی کشته شد- برگزار شود، ما هم با چند تن از دوستان بذرعازم محل شدیم ولی هیچ خبری از مردم نبود. نیروهای امنیتی به وضوح در خیابان و پشت بام ها به چشم می خورند. تک تیرندازان در محل های خود موضع گرفته بودند و هر حرکتی را زیر نظر داشتند. ما مجبور شدیم محل را ترک کنیم و به سمت میدان انقلاب حرکت کنیم. در میان راه در تقاطع خیابان کارگر و فاطمی با سیلی از نیروهای بسیجی و سپاه روبرو شدیم و از میان آنها گذر کردیم و خود را به پارک لاله رسانیدیم. تا به حال این همه نیروی امنیتی و نظامی را یکجا ندیده بودیم. تمام پارک لاله و خیابان های اطراف پارک در محاصری نیروی امنیتی است. روز سه شنبه ساعت 17:05 خبری از فعالین نشریه بذر |
|
+
|
|
|
گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 31 خرداد 88 تهران در آتش و خون!
شنبه 30 خرداد 88 - 21 کشته و صدها زخمی روز شنبه تهران شاهد شورانگیزترین و خونین ترین تظاهرات از آغاز تظاهرات میلیونی در پی تقلب بزرگ در انتخابات و کودتای اخیر بود. قرار بود تجمع از ساعت 5 از میدان انقلاب به سمت میدان آزادی آغاز شود. اما از ساعت سه بعد از ظهر حکومت تعداد بسیار زیادی از نیروهای بسیج و سپاه و وزارت اطلاعات و لباس شخصی های آموزش دیده را مجهز به باتوم اسپری فلفل و گاز اشک آور و کلت و موتورسیکلت های پرشی تندرو به صحنه آورده بود و در اکثر چهار راهها منتهی به خیابان آزادی گله های بسیجی که با لباس پلنگی و کلاهخود و باتوم بودند ایستاده بودند. حکومت هر کسی را که حاضر بود در جنایات امروز سهم بگیرد از حراست ادارات گرفته تا بسیجی های یونیفرم پلنگی خاکستری تا اطلاعاتی های جلیقه پوش و نیروهای جنگی سپاه را بکار گرفته بود تا نیرویش هر چه بیشتر بنظر آید. در خیابان آزادی صدها موتور سوار مجهز به لباس های مشکی رنگ و باتوم -کسانی که به روبو کاب معروف شده اند - در خط اتوبوس تند رو بی آرتی مرتب بالا و پائین رفته و باتوم های خود را به رخ مردم می کشیدند... (در ادامه مطلب بخوانید) ادامه مطلب |
|
+
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
تازه ها : اطلاعيه و اخبار جنبش دانشجويی |