تبليغاتX
به تارنمای نشريه بذر خوش آمديد !

فراخوان اضطراری!

 

نامه ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر -  12 تیر 1388

 

در مورد دستگیر شدگان خیزش مردم، خبرهای دهشتناكی از زندان های رسمی و بازداشتگاه های مخفی و موقتی در گوشه و كنار می رسد. شرایط ایجاب می كند كه یك جنبش همگانی برای افشای جنایاتی كه در حال رخ دادن است و آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی فراخوان داده شود. در ایران،  خانواده های زندانیان سیاسی از قدیم و جدید می توانند محرك و هسته مركزی چنین كاری شوند. ولی در شرایط کنونی خارج از کشور می تواند و باید نقش مهمی در این زمینه بازی كند. حتی كارزار سالانه یادبود كشتار 67 می تواند  به عرصه ای برای این جنبش تبدیل شود.

خبرهایی كه می رسد حاكی از شكنجه های وحشیانه و به قصد كشت بر جوانان دستگیر شده در تظاهرات ها و همینطور قشرهای دیگر است. علاوه بر این در مورد افراد شناخته شده (اعم از روزنامه نگار یا فعالان ستادهای موسوی و كروبی) فشار به قصد اعتراف را جلو برده اند. مساله اصلی اینست كه در مورد جوانان بی نام و نشان، دارند به سبك آمریكای لاتین جلو می روند یعنی پدیده سر به نیست كردن و مفقود الاثرها (دسپاراسیدوس). یكی از یک نگهبان اوین كه سرباز وظیفه است نقل می کرد كه در بخش مخصوصی كه متعلق به بسیج و اطلاعات سپاه است و هیچكس حق ورود به آنجا را ندارد  وحشتناك شكنجه می كنند و از صدای فریاد، اعصاب همه ما خرد شده است. و هر صبح زود به طور متوسط 10 جسد از كسانی كه زیر شكنجه كشته شده اند را با آمبولانس از زندان خارج می كنند و به گورهای بی نام و نشان می برند...   (در ادامه مطلب بخوانید)

وضعیت اضطراری است؛ وقت تلف نکنید!


ادامه مطلب
+     | 

گپ های مردم در خیابان!

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 9 تیر 1388

 

خبر پيچيده بود كه امروز چون مهلت 5 روزه شورای نگهبان برای بررسی انتخابات بسر می رسد در شهر خبرهايی خواهد بود. فكر كردم امروز را نمی شود از كف داد.

تهران پر از نيروهای نظامی امنيتی بود. اما مردم به خيابان آمده بودند و بصورت فشرده در چهار راهها، پياده رو ها و پارك ها حضور داشتند. می گفتند قرار است از راه آهن تا تجريش راهپيمايی باشد. اما بنظر نامحتمل می آمد. به دليل تعداد فوق العاده زياد نيروهای سركوب. آنها علاوه بر اينكه تمام ميدان ها و چهار راهها را اشغال كرده بودند، در وسط خيابان طولانی وليعصر نيز به صف ايستاده بودند.

مردم خودی را از غيرخودی (يعنی جاسوس ها و خبرچين ها) تشخيص می دادند و با هم گفتگو می كردند. آنها خبر سوزانده شدن بيلبوردهايی با تصوير خامنه ای كه جديدا نصب شده و چنگ و دندان برای مردم  نشان می دهد را به يكديگر می دادند و راههای مبارزه را به هم می آموختند...  (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

پیاده رو

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر

میدان ونک مملو از نیروهای نظامی و لباس شخصی بود. مردم انگار در حال معمول از خانه بیرون زدند و راه خود را می روند. اما کفش های کتانی و پچ پچ های شان چیز دیگری می گوید. نزدیک هم که می رسند به یکدیگر لبخند می زنند. 2 تا 3 تا همراه هم می شوند. به هم که می رسند؛ یکی می پرسد: بالا چه خبر است؟ و آن یکی اخبار پایین را به او می دهد. روحیه ها عالی است و کسی از شکست حرف نمی زند. بوق ممتد اتومبیل ها تمام مردم را به وجد می آورد. حضور بزرگترها و جوانترها در کنار هم چشمگیر است. از هم درس می گیرند. بسیاری خانوادگی آمده اند. خانمی گوشه خیابان به رهگذران!!! شکلات تعارف می کند. لباس شخصی ها به مردم چپ چپ نگاه می کنند. 2 نفرشان می خواهند برای کاری به سمتی بروند فرمانده شان نهیب می زند تنها نروید. دختری در حال رد شدن از مقابل آنها با صدای بلند می گوید: "خوبه ما با یه لا پیرن میایم بیرون"... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

نشریه دانشجویی بذر - انگلیسی

 ویژه خیزشهای اخیر در ایران

بذر دانشجویی - انگلیسی - ویژه خیزشهای اخیر در ایران

+     | 

 تهران - پارک لاله - 20:30
گزارش فعالین نشریه دانشجویی بذر

 

پارک لاله؛ جیغ، باتوم و خون

 

همین الان ازپارک برگشتم. اعصابم  به کلی از این همه قصاوت و بی رحمی به هم ریخته. دیدن صحنه ها برایم مثل یه کابوس بود. آخه امروز قراربود که همه  خانوادهای بچه های دستگیرشد و کشته شدگان درپارک لاله جمع شوند. ماهم با یکی ازدوستان ازساعت 6 در محل حاضرشدیم. فضای پارک بشدت امنیتی است. درتمام کوچه های منتهی به پارک لاله حضور نیروهای امنیتی مشهود است. در کوچه 16 آذر ماشینهای با آرم گشت ارشاد به چشم می خورد که درآنها نیروهای زن نشته اند. با نزدیک شدن به ساعت 7 مردم کم کم دور هم جمع می شوند که ابتدا نیروی انتظامی شروع به تذکرمی کند وسعی در متفرق کردن مردم دارد که با ایستادگی برخی از مردم روبرو می شود. دراین لحظه به ناگاه ازتمام پارک نیروهای سپاه و نیروهای موسوم به یاوران رهبری و نیروهای گارد ویژه با کمک نیروهای زن با استفاد ازباتوم و گازفلفل به سمت مردم و خانواده ها حمله ور شدند و ... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

درسهای بهارستان

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 4 تیر 1388

 

به نظرم تظاهرات ديروز بهارستان از اين نظر اهميت داشت كه روحيه همدلی و پايداری را هم به نمايش گذاشت و هم بالا برد. تعداد جمعيتی كه به سمت مجلس حركت مي كرد (البته در پياده روها) زياد بود. تركيب عمدتا جوان بود ولی ميانسال ها هم بودند. در بين ميانسالان، تعداد زنان كاملا بيشتر بود. پليس بعد از مدتها به فيلمبرداری از افراد روي آورده بود. مركز هجوم به مردم خود ميدان بود. ادامه سركوب به كوچه ها و خيابان های اطراف ميدان (در جنوب و غرب و شمال ميدان)، به مردمی كه عقب می نشستند گسترش يافت. شعار دادن ها توسط گروه های سی چهل نفره در محيط اطراف (و نه در مركز هجوم) انجام می شد. با شعار چند ده متری جلو مي رفتند و به محض اينكه روبروی خود نيروهای سركوبگر را می ديدند كه پياده يا با موتور قصد نزديك شدن به آنان را دارند می دويدند و عقب نشينی می كردند و در كوچه ها و خيابان های دورتر متفرق می شدند و دوباره به همين شكل در گوشه ای ديگر تجمع جديدی به طور اتفاقی با تركيب متفاوتی از افراد تشكيل می شد و سعي می كردند تا آنجا كه می شود به سمت مركز درگيری پيشروی كنند... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

بالاخره چی میشه؟

دغدغه های فکری در نبردهای خیابانی!

 

نامه ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر
4 تیر 1388

 1- آیا این موج ادامه خواهد یافت؟

بعد از سخنرانی خامنه ای در نماز جمعه، همه مردم دچار دلشوره شدند كه چند روز آينده (پس از اين سخنرانی) چه می شود. فكر می كنم در سرتاسر ايران ميليون ها نفر (منجمله من) در آنشب چشم بر هم نگذاشتند و داشتند به همين فكر می كردند. گاهی در كوچه ها فرياد كسی را از دور دست می شنيدی كه با لحنی پر از بيم و اميد می گفت: «مردم قربونتون برم! شنبه به خيابانها بياييد». در دنیای نت نيز اين تقاضا مرتباَ تكرار ميشد.

شنبه را ديديم چه گذشت. كشته شدن آن دختر نازنين (ندا سلطانی) و پخش آن از كانالهای ماهواره ای آتش بجان مردم زد و يكشنبه نيز وضع به همين منوال گذشت...  (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

نشریه دانشجویی بذر شماره 37 - تیر 1388

 ویژه مبارزات مردم ایران

نشریه دانشجویی بذر شماره 37 - تیر 1388 - ویژه مبارزات

■ مردم  سرنوشت این نظام را در خیابانها تعیین خواهند کرد!  بیانیه نشریه دانشجویی بذر  صفحه 2

■ موسوی و جامعه آینده اش  صفحه 3

■ امروز "ندا" متولد می شود!  صفحه 5

■ فعالین بذر از خیابان های ایران می گویند  صفحه 6
تهران - شنبه 23 خرداد 88- خیابان ولیعصر
تهران - یکشنبه 24 خرداد 88 - خیابان ولیعصر، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران
تهران - دوشنبه 25 خرداد 88 - جرات صعود به قله ها را بخود دهیم
تهران - دوشنبه 25 خرداد 88 - میدان انقلاب تا میدان آزادی
تهران - سه شنبه 26 خرداد 88 - میدان انقلاب تا میدان آزادی
تهران - سه شنبه 26 خرداد 88  - کوی دانشگاه
تهران - سه شنبه 26 خرداد 88 - سکوت
تهران - چهارشنبه 27 خرداد 88 - شور و شوق؛ بیم و امید!
تهران - پنجشنبه 28 خرداد 88 - تظاهرات از میدان امام (توپخانه)
تهران - جمعه 29 خرداد 88 - این از نتایج سحر است، باش تا صبح دولتت بدمد!
تهران - شنبه 30 خرداد 88 - باید حساب سی سال را پس بدن!
تهران در آتش و خون!
سه شنبه 2 تیر – خبر فوری

■ ترانه " آهای جوون، آهای جوون" صفحه 16

■ نکاتی درباره درباره شورش های خیابانی از Anthony Ignorant

+     | 

خبر فوری – سه شنبه 2 تیر

 با اطلاع قبلی از تجمعی که قرار بود امروز توسط مردم به یاد ندا-دختری که روز شنبه در خیابان امیر آباد توسط نیروهای امنیتی کشته شد- برگزار شود، ما هم با چند تن از دوستان  بذرعازم محل شدیم ولی هیچ خبری از مردم نبود. نیروهای امنیتی به وضوح در خیابان و پشت بام ها به چشم می خورند. تک تیرندازان در محل های خود موضع گرفته بودند و هر حرکتی را زیر نظر داشتند. ما مجبور شدیم محل را ترک کنیم و به سمت میدان انقلاب حرکت کنیم. در میان راه در تقاطع خیابان کارگر و فاطمی با سیلی از نیروهای بسیجی و سپاه روبرو شدیم و از میان آنها گذر کردیم و خود را به پارک لاله رسانیدیم. تا به حال این همه نیروی امنیتی و نظامی را یکجا ندیده بودیم. تمام پارک لاله و خیابان های اطراف پارک در محاصری نیروی امنیتی است.  روز سه شنبه ساعت 17:05

 خبری از فعالین نشریه بذر

+     | 

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 31 خرداد 88

تهران در آتش و خون!

 

شنبه 30 خرداد 88 - 21 کشته و صدها زخمی

روز شنبه تهران شاهد شورانگیزترین و خونین ترین تظاهرات از آغاز تظاهرات میلیونی در پی تقلب بزرگ در انتخابات و کودتای اخیر بود.

قرار بود تجمع از ساعت 5 از میدان انقلاب به سمت میدان آزادی آغاز شود. اما از ساعت سه بعد از ظهر حکومت تعداد بسیار زیادی از نیروهای بسیج و سپاه و وزارت اطلاعات و لباس شخصی های آموزش دیده را مجهز به باتوم اسپری فلفل و گاز اشک آور و کلت و موتورسیکلت های پرشی تندرو به صحنه آورده بود و در اکثر چهار راهها منتهی به خیابان آزادی گله های بسیجی که با لباس پلنگی و کلاهخود و باتوم بودند ایستاده بودند. حکومت هر کسی را که حاضر بود در جنایات امروز سهم بگیرد از حراست ادارات گرفته تا بسیجی های یونیفرم پلنگی خاکستری تا اطلاعاتی های جلیقه پوش و نیروهای جنگی سپاه را بکار گرفته بود تا نیرویش هر چه بیشتر بنظر آید.

 در خیابان آزادی صدها موتور سوار مجهز به لباس های مشکی رنگ و باتوم -کسانی که به روبو کاب معروف شده اند - در خط اتوبوس تند رو  بی آرتی مرتب بالا و پائین رفته و باتوم های خود را به رخ مردم می کشیدند... (در ادامه مطلب بخوانید) 


ادامه مطلب
+     | 

باید حساب سی سال را پس بدن!

 گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 30خرداد 1388

 

تهران – ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر:

 كوچه پس كوچه های حوالی ايستگاه متروی آزادی در خيابان آزادی

 صدای هلی كوپترها. تيراندازی. بوی باروت. فضای پر از دود. گاز اشك آور. آژير پی در پی.

غرش مردم. ديگر كسی نمی خواهد "رای اش را پس بگيرد". ديگر كسی يادش نيست كه همه چی از تقلب در انتخابات شروع شد.

يكسره فرياد "مرگ بر ديكتاتور" بگوش می رسد.

سنگها خرد می شود. هر كسی تكه ای بر می دارد.

بچه ها حمله!

حمله می كنيم و حرف می زنيم: ... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

این از نتایج سحر است باش تا صبح دولتت بدمد

 گزارشی از یک فعال نشریه دانشجویی بذر!

 

تا خودم را از10 کیلومتری غرب تهران به نزدیکی میدان انقلاب برسونم سه ساعت تو راه بودم مسیری که همیشه نیم ساعته می رسیدم. همه ورودی ها به شهر و اتوبانها را بستن بخصوص ورودی غرب تهران.

قرار بود امروز به دعوت موسوی و کروبی تجمعی در میدان انقلاب صورت بگیرد. تبلیغات متناقضی به گوش می رسید. صحبت از این بود که تجمع لغو شده عده ای می گفتند نه میاد. به هر حال ما که برای دیدن موسوی نرفته بودیم ما رفته بودیم راه دیگه ای را باز کنیم. خلاصه ما در غیاب آنها تکلیف خودمونو می دونستیم . پیش خودم گفتم حتما از حرفها و خط و نشان کشیدنهای "رهبر"ش ترسیده و نیامده، البته انتظار دیگه ای هم نداشتیم...  (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

شور و شوق ؛ بیم و امید!

 گزارشی زنده از تظاهرات های روز چهارشنبه و پنجشنبه

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر

 

شور و شوق و بیم و امید در جشن بزرگ مبارزه مردم را نمی توان توصیف کرد. هزاران هزار جوان و بسیاری نوجوان به میدان آمده اند و اکثرا هیچ چیز از سیاست نمی دانند اما تشنه یاد گرفتن هستند.

 در تظاهرات چهارشنبه از میدان هفت تیر به طرف پارک لاله حدود دو میلیون نفر شرکت داشتند.

در این تظاهرات هم داستان سکوت برقرار بود که از جانب گردانندگان تحمیل شده بود. تعداد پلاکارد و شعارها دست مردم زیادتر بود. چند روز قبل از این تظاهرات احمدی نژاد در یکی از کثیفترین سخنرانیهایش مردم مبارز را به خس و خاشاک تشبیه کرده بود و بهمین خاطر در ابتدای تظاهرات پرچم بزرگی حمل شد که رویش نوشته شده بود تظاهرات خس و خاشاک. تعداد زیادی شعار روی کاغذ پرینت شده بود که رویش نوشته شده بود خس و خاشاک تویی... (در ادامه مطلب بخوانید) 


ادامه مطلب
+     | 

سکوت

دیده ها و شنیده های خیابانی:

 

دو روز نبرد بی امان خیابانی ترس معترضین را از بین برده بود. مردم هر کجا در دسته­های چندتایی جمع می شدند و شعار می دادند و با حمله پلیش ضد شورش از حمایت و همراهی یکدیگر ناامید نبودند. جمعیت حتی در حالی که می­گریخت شعار "مرگ بر دیکتاتور" را فراموش نمی­کرد. مردم در حال فرار اتوموبیل ها را تشویق می کردند فریاد خود را با بوق زدن نشان دهند. سرکوب عریان جایی را برای سکوت هیچ کس بافی نگذاشته بود حتی اتوموبیل­ها. شهر بغضش را فریاد می­کشید.

 اما از روز دوشنبه سیاست سکوت سبز موسوی در خلا رسانه ای دهان به دهان چرخید تا خیل ستیزگران خیابانی را به سکوت وادارد. نخستین بار روز 2 شنبه بود که در میان تظاهرات میلیونی از نیمه راه  لیدرها فریاد می زدند "ساکت" جمعیت که با فریادهای خود مردم بسیاری را از خانه و محل کار و خیابان به سمت خود فراخوانده بود وادار به سکوت شد اما مدت زیادی نتوانستند جمعیت را ساکت نگه دارند. مردم که از دیدن قدرت خود به وجد آمده بودند و باور کردند که با قدرت خود پلیس را خلع سلاح کرده­اند سکوت را تاب نیاورد و شادمانه شعار می­داد. پس از تیر اندازی وحشیانه پایگاه بسیج به مردم جمعیت خشمگینانه تا پاسی از شب در خیابان شعار داد. آن شب تهران تا صبح سکوت نکرد... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

حرف اول و آخر: مردم

 زنانی دیگر

«مرگ بر دیکتاتور» شعاری برخاسته از گلوی مردمی است که سی‌سال چکمه‌ی خونین حافظان حکومتی نظامی – مذهبی بر آن فشرده شده است. حکومت سی‌ساله‌ای که هیچگونه مطالبات انسانی را برنمی‌تابد وبا ساختاری به شدت پلیسی – امنیتی و تحت نام مصلحت اسلام  اقتدار ظاهری خود را حفظ کرده است.  تمامی این سال‌ها حکومت سعی می‌کرد شکاف‌های درون خود را مخفی کرده و خود را نظامی یکپارچه تحت لوای اسلام و ولایت فقیه نشان دهد و از این ابزار برای تطمیع بخشی از مردم و سرکوب بخش دیگر استفاده کند. انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ضربه‌ی خرد کننده‌ای بر شکاف ِ موجود در نظام وارد کرد. ضربه‌ای که اختلافات درون هیئت‌حاکمه را پررنگ‌تر و نمایان‌تر کرد، بطوری که با هیچ ملاتی قابل پوشش نیست.

اما این یک طرف قضیه است.  طرف دیگر که خود عاملی بسیار تعیین کننده در جهت تعمین این تضادها بوده، همانا مردمی هستند که بخشا پشت سر دو نامزد به اصطلاح اصلاح‌طلب گرد آمده‌اند... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

25 خرداد

میدان انقلاب تا میدان آزادی

ساعت 3 جمعیتی حدود 500 نفر اطراف میدان انقلاب جمع شده بود. قرار بود امروز به نمایش قدرت کسانی تبدیل شود که احمدی نژاد ان ها را خس و خاشاک خوانده بود برای همین این جمعیت بسیار کم به نظر می آمد. تا جمعیت متشکل نشده بود پلیس ضد شورش مدام حمله می کرد و جمعیت را متفرق می­کرد. با نزدیک شدن به ساعت 4 جمعیت بیشتر و بیشتر می شد اما هنوز بیم از حمله پلیس وجود داشت. اما مردم دسته دسته به تظاهر کنندگان پیوستند. در این میان جمعیت با سر دادن شعارهایی نظیر"ایرانی با غیرت حمایت حمایت" و "آزادی اندیشه از پشت بوم نمی شه" "نترسین نترسین ما همه با هم هستیم" ناظرین را به پیوستن به صفوف تشویق کردند. با گذشت نیم ساعت و خبرهایی که از اطراف می رسید جمعیت دیگر بیم حمله پلیس نداشت. از شمال و جنوب و شرق و غرب مردم به این تظاهرات می پیوستند.

پاسخ های کوبنده جمعیت به احمدی نژاد:

"خس و خاشاک تویی       دشمن این خاک تویی"   ....  (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

گزارش های زير نامه های  يکی از دوستانم از ايران است که بدون کم و کاست برای نشريه  بذر ارسال می کنم.      وريا

  

نامه اول

الان از بزرگترين راهپيمايی كه در عمرم ديده ام بخانه برگشته ام. راهپيمائی امروز يقينا ميليونی بود.(مردمی كه راهپيمايی عاشورا تاسوعای سال 57 را ديده اند می گفتند تعداد جمعيت خيلی بيشتر از آن موقع است). اين راهپيمائی توصيه شده توسط موسوی بود. اما همه مخالفين در آن شركت كرده بودند. حالا لابد موسوی بحساب خودش می ريزه! (مثل رای هايی كه بحساب احمدی نژاد ريخته شد). اما غوغای جمعيت بود. فكر نمی كنم تهران هيچوقت اينهمه معترض را يكجا ديده باشد.

شور جمعيت خارج از اندازه بود. اينهمه انرژی و اين خشم سی ساله.  صدا و سيما  اعلام كرد عده ای در حمايت از آقای موسوی بين ميدان انقلاب و آزادی راهپيمايی كردند و تصاوير را طوری تنظيم شده نشان دادند که فقط جمعيت اطراف ميدان آزادی است  انگار واقعا فقط "عده ای" بودند و نه يك جمعيت ميليونی. خيلی گسترده بود. اينكه افرادی از بالايی ها(يعنی موسوی و خاتمی و..) در اين حركت شركت می كردند مسلما در كثرت جمعيت نقش زيادی داشت.

جمعيت بقدری فشرده و انبوه بود كه ساعتها طول ميكشيد تا كمی بجلو برويم. برای همين مجال گپ زدن با ملت بيشتر از شب های قبل بود. (بين اعتراضاتی از نوع ديشب و اين راهپيمائی تفاوت زياد است. اعتراضاتی از نوع ديشب، خصلت سرنگون كننده دارند. توده های درگير اساسا مستقلند و... اينها موضوعات مهم بحث و نتيجه گيری هائی است كه بايد بهش پرداخت)... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

رفقای دانشجو و جوانان؛

جرات صعود به قله ها را بخود دهیم

 

همه از پیر و جوان، از زن و مرد، حس می کنند که اوضاع عوض شده و اتفاقات تعیین کننده ای در راهست و باید آمادگی و درک سیاسی عمیقتری از این اوضاع منقلب کسب کرد، به سطح بالاتری از مبارزه جاری قدم گذاشت و خلاقانه اشکال و روش های مبارزاتی جدیدی را تجربه کرد.

در مکالمات خیابانی در هنگامه هر تعقیب و گریز شبانه مسن ترها تجارب انقلاب 57  را بیان و جوان ها جسارتهای نوین خود را در صحنه واقعی مبارزات عرضه می کنند.

حتما شما نیز تا کنون در کوچه پس کوچه های محلات، در فاصله هر حمله و عقب نشینی و در ایوان، پارکینگ و حیاط این یا آن خانه شاهد این گونه برخوردها و مکالمات بودید: 

حتما دیده اید زمانی که حساب مزدور چماق بدستی، یگان ویژه ای یا لباس شخصی کف دستش گذاشته می شود، خبرش مثل باد در میان جمعیت می پیچد و چه شور و شوقی در میان همه دامن زده می شود.

حتما شاهد این بوده اید زمانی که سگهای دریده رژیم حمله می کردند، كسی از بين جمعيت فرياد می زد: «سنگ برداريد». جمعيت شروع می كرد به جمع آوری سنگ های پياده روها و جوی آب. جوان ترها دنبال هر وسيله ای برای مبارزه هستند. چوب، نردبان، میله و سنگ.

حتما این گفتگو را هم شنیده اید که 

- «اینطوری با دست خالی نمی شود. بايد مسلح شد» ... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

بیانیه نشریه دانشجویی بذر – 25 خرداد 1388

مردم  سرنوشت این نظام را در خیابانها تعیین خواهند کرد!

 

انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری در ایران برگزار شد. برخلاف انتظار اکثریت مردم که منتظر بودند موسوی انتخاب شود، احمدی نژاد برای بار دوم رئیس جمهور شد. وقتی نتایج از ساعتهای آغازین صبح شنبه اعلام شد معترضین به سمت وزارت کشور هجوم بردند. اعتراضات در تهران گسترش پیدا کرد و به اکثر نقاط کشور کشیده شد. گفته می شود که معترضین طرفداران موسوی هستند. این ظاهر قضیه است، اما اکنون دیگر برای  مردم مهم نیست که احمدی نژاد برود و موسوی بیاید. مردم زخم خورده اند که چرا اینگونه فریبشان دادند تا به پای صندوقهای رأی بروند و در لحظاتی که دختران و پسران جوان در زیر ضربات باتوم گارد های نظامی خونین و مالین می شوند، رسانه های دولتی از حماسه حضور مردم صحبت می کردند. اما واقعیت ماجرا چیست؟

در انتخابات ریاست جمهوری یک کودتا از جانب سپاه با هنرنمایی احمدی نژاد سازماندهی شد. درحالیکه اکثریت آرا با موسوی بود، احمدی نژاد به عنوان فرد منتخب با آرای آشکارا غیرواقعی برنده انتخابات اعلام شد. این موضوع برای مردم قابل قبول نبود که این چنین وقیحانه به آرای شان دهن کجی شود، این چنین وقیحانه به بازی گرفته شوند و آخر سر هم به هیچ گرفته شوند. احمدی نژاد در 4 سال گذشته کارنامه سیاهی داشته است و مردم دیگر تاب ندارند او را بپذیرند. نمایش برپایی مناظره ها هم برای این بود که توجه مردم را جلب کنند و آنها را به پای صندوقها بکشانند. باز گذاشتن فضای قبل از انتخابات هم باعث شد که مردم فکر کنند واقعاَ آزادی و دموکراسی به آنها رو کرده است... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

تهران - خیابان ولیعصر، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران

 24 خرداد – گزارشی از فعالین نشریه دانشجویی بذر

امروز قرار بود که ساعت 5 احمدی نژاد در میان طرفدارانش سخنرانی کند. میدان ولیعصر لبریز از نیروهای ضدشورش بود که بی مهابا به مردم حمله می کردند. گویا تشخیص می دادند چه کسانی برای جشن و چه کسانی برای اعتراض آمده اند. حدود 9 مینی بوس از سرداران سپاه در میهمانی حضور داشتند و تعداد بسیاری موتوری و البته عده کثیری از معترضین که به شدت با آن ها برخورد می­شد. از خیابان فاطمی به بالاهم بسته شده بود. حجم نیروهای پلیس و بسیجی به این شایعه دامن زد که این جشن دامی بیش نیست و می­خواهند مردم را قتل عام کنند. از تخت طاووس خبر رسید اتوبوسی به آتش کشیده شده، در مطهری هم درگیری ها ادامه داشت و مردم را تهدید کرده بودند به مردم پناه ندهند. جلوی دانشگاه تهران مردم و دانشجویان به هم پیوسته بودند و پلاکاردهایی نظیر "دولت کودتا استعفا" در دست داشتند. شعارهای دانشجویان حول اتحاد با مردم بود "نترسید نترسید ما همه با هم هستیم"؛ "روز حضور اسلحه، هدیه روز مادر"؛ "اراذل، بسیجی، نیروی انتظامی، پیوندتان مبارک" و مثل تمام چند روز گذشته شعار "مرگ بر دیکتاتور" شاه بیت شعارهای دانشجویان و مردم بود. مردم در حین شعار دادن بودند که پلیس ضد شورش از دوطرف به آن ها حمله برد و چند گاز اشک آور به داخل دانشگاه پرتاب کرد. دانشجویان توانستند به عده ای از مردم بیرون کمک کنند و آن ها را به درون دانشگاه بکشانند. جمعیت مقابل دانشگاه متفرق شد. اما دانشجویان همچنان مقابل درب اصلی شعار می­دادند و با مردم اظهار همبستگی می کردند. دانشجویان قصد خروج از ... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

تهران - خیابان ولیعصر 23 خرداد

گزارشی از فعالین نشریه دانشجویی بذر

 

میدان فاطمی از صبح ملتهب بود. مردمی که صبح در محل بودند خبر می­دادند که صبح عده زیادی از معترضین وحشیانه دستگیر شده اند. پلیس یگان ویژه قدم به قدم تمامی خیابان­های منتهی به وزارت کشور را کنترل می­کرد. به عابرین اجازه ایستادن داده نمی­شد و با اندک بحثی با مامور یا دستگیر می­شدند یا با شوک الکتریکی به آن ها پاسخ داده می شد. اما جمعیت هنوز متشکل نشده بود. فریادهای مرگ بر دیکتاتور از گوشه گوشه خیابان به گوش می­رسید، ماشین­ها بوق می­زدند اما هر تجمعی را پلیس با ضربات باتوم و مشت و لگد پاسخ می­داد. کرکره مغازه­ها تا نیمه پایین بود و به عابرین بی دفاع پناه می دادند. بلندگوی پلیس به تمام کسبه محل اعلام کرد مغازه­های خود را تعطیل کنند همه چیز در حال فیلم برداری است و کسانی که همکاری نکنند دیگر نمی توانند در آن محل بمانند. ساعت اداری که تمام شد جمعیت بیشتری پیاده و سواره به خیابان ولیعصر و به سمت میدان فاطمی سرازیر شد. مردم ابتدا در پیاده رو و سپس در خیابان فریاد مرگ بر دیکتاتور را سر دادند که با حمله پلیس مواجه شد جمعیت می­گریخت و می ایستاد و ... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

گشت و گذاری در خیابان های انتخابات (۳) 

پوستر نشریه دانشجویی بذر در تحریم انتخابات

18 خرداد - میدان ولی عصر

 امروز قرار بود زنجیره انسانی طرفداران موسوی از میدان تجریش تا راه آهن باشد. از ساعت 4 که از خانه زدم بیرون با ترافیک خیلی شدیدی مواجه شدم که گفته شد احمدی نژاد هم امروز در مصلی تهران قرار است سخنرانی کند و ترافیک مربوط به طرفداران او بود. خلاصه با دشواری بسیار زیادی خودم را به میدان ولی عصر رساندم. جمعیت عجیب غریبی از طرفداران موسوی جمع شده بودند. به یاد تصاویری افتادم که مربوط به انقلاب 57 است و همیشه از تلویزیون می بینم. اما بعد از چند دقیقه فهمیدم که این تجمع با تجمعات انقلابی مردم در سال 57 تفاوتهای بزرگی دارد و نباید با آنها مقایسه شود. در سال 57 مردم خواهان دگرگونی بزرگی بودند. خواهان سرنگونی حکومت بودند. اما جوانهای دیروز به دنبال کاندیدای اصلاح طلب بودند. دیروز هر کس در یک گوشه تعدادی را جمع کرده بود و شعار می دادند. در مورد شعار ها هم که دیگر نمی دانم باید چه گفت. شعارهایی سراسر لمپنیسم که هیچ برد اعتراضی مثبتی برای شنونده نداشت. البته برای خود آنها داشت. چون همه خطاب به احمدی نژاد و در جهت مسخره کردن و تحقیر او بود برای آنها خیلی جالب بود. با چند نفر که صحبت می کردم می گفتند ما آزادی می خواهیم واین چیزی است که احمدی نژاد از ما گرفته و موسوی به ما بر می گرداند. مثل خاتمی. چرا این جوونا از 18 تیر زمان خاتمی چیزی نمی دونند. چرا فکر می کنند که اصلاحات نجاتشون می ده. بعد که کمی باهاشون حرف می زدم می گفتن ما نمی گیم که موسوی ناجی ماست... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

 گشت و گذاری در خیابان های انتخابات (۲)

گزارش های ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر

 

هفته اول و دوم تبليغات

از وقتی که کانديداها به طور رسمی اعلام شدند و تبليغات شروع شد بازار بحث و گفتگو هم ميان مردم شروع شد. بسياری از جوانها با بستن پارچه سبز به دستهاشان و يا انداختن شال سبز حمايتشان را از موسوی نشان دادند. حاميان کروبی از رنگ ياسی و حاميان احمدی نژاد از رنگ سياه استفاده کردند. هر جا که می رويم از تاکسی و اتوبوس و مترو و کنار خيابان بحث انتخابات است. اکثريت کسانی که بحث می کنند، حتی آنهايی که روبان سبز دارند معتقدند که می دانيم که انتخاب بين بد و بدتر است وموسوی هم فرد مورد نظر ما نيست اما برای اينکه احمدی نژاد نشود رای می دهيم.

در اتوبوس بودم که در يکی از ايستگاهها که نگه داشت پسر جوانی بالا آمد و شروع به پخش روبان سبز کرد. به من که رسيد نگرفتم. ناراحت شد و گفت نا سلامتی جواني. گفتم جوانم اما  عقلم سالمه و نمی خوام رای بدم. بعد که رفت؛ بحث بالا گرفت و خانم ميان سالی گفت: موسوی سگ کيه. مگه يادمون رفته که در زمان او کميته های ثارالله با تيغ لبها و پاها و دستهای زنا و دخترا رو به خاطر روژ لب و کوتاه بودن لباس می بريدن. حالا چی شده ناجی شده؟ ... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

 بیانیه دوم "زنانی دیگر"

 انتخابات ریاست جمهوری ایران يك بازی فريبكارانه

 

ما در انتخابات رياست جمهوری اسلامی شركت نمی كنيم و به عقيده ما هيچيك از زنان ستمديده و آزاده نيز نبايد در اين فريب عمومی شركت كنند. ما در تمام سی سال گذشته ديده ايم و تجربه كرده ايم كه حقوق اساسی زنان هرگز از درون صندوق های رای بيرون نيامده و نخواهد آمد و برخورد دولت ضد زن جمهوری اسلامی با تعويض مهره های آن تغييری نكرده و نخواهد كرد. شركت در انتخاباتی كه توسط حكومت زن ستيز انجام می گيرد، يعنی صحه گذاشتن بر سی سال ستمگری و تبعيض عليه زنان. شركت در انتخاباتی كه برای تعيين مجريان قوانين مدنی و شرعی پدرسالار و قرون وسطايی انجام می گيرد، يعنی تحقير آزادی و شان انسان در قرن بيست و يكم. انتخابات در ايران، مانند انتخابات در همه رژيم های استثمارگر، ابزار تحكيم و توجيه طبقه حاكمه است؛ مكان وعده های فريبكارانه، چهره سازی های وقيحانه و سازماندهی تبعيت كوركورانه زير پرچم دروغين اراده فردی و مصالح عمومی است. اين مفهوم واقعی انتخابات است كه در جمهوری اسلامي، وجود نهادهای استبدادی مانند شورای نگهبان و قوانين به شدت ضد دمكراتيكی مانند ”نظارت استصوابي“، مزيد بر علت است و انتخابات را حتی به لحاظ ظاهري، از هرگونه مشروعيت تهی می كند... (در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+     | 

گشت و گذاری در خیابان های انتخابات (1)

گزارش های ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر

 

گزارش اول

 پس از شروع تبلیغات رسمی كاندیدها، تب انتخابات واقعاَ داغ شده و همه جا بر سرش صحبت است. بنظر می آید اینبار مردم از ترس احمدی نژاد بیشتر بپای صندوق های رأی بروند. تردید و تزلزل در میان افرادی كه مترقی و متنفر از رژیم هستند، نیز مشاهده می شود. برای بسیاری از مردم قانع كننده ترین بخش استدلالات اینست كه امیدی به انقلاب و تحولات رادیكال و گسترده نیست. دنیا عوض شده و اینحرفا. پس باید با متانت و آرامش بدنبال دستیابی به حق و حقوقی باشیم تا اوضاع بدتر از این نشود. باید كاری كنیم تا این حكومت از درون پوست بیندازد و استحاله صورت گیرد. این دیدگاه است که باید آماج افشاگری همه نیروهای رادیکال باشد... (در ادامه مطلب بخوانید) 


ادامه مطلب
+     | 

نشریه دانشجویی بذر شماره ۳۶ - خرداد ۱۳۸۸

نشریه دانشجویی بذر شماره ۳۶ - خرداد ۱۳۸۸

بيانيه نشريه دانشجويی بذر در مورد انتخابات   صفحه 2

دانشگاه و انتخابات   صفحه 3

■ رأی اولی ها مصاحبه ای با دانش آموزان   صفحه 5

معامله­ای به نام "انتخابات" در بلوچستان   صفحه 6

معرفی کانديداهای دهمين دوره انتخابات   صفحه 8

■ "تحريم انتخابات" از زبان ديگران... صفحه 12

طفلی که مرده به دنیا آمد!

 پیرامون مانیفست دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال   صفحه 14

پا به پای ديوار نگاری و ديوار نويسی  "گرافیتی"   صفحه  15

ايده های پراكنده درباره پست مدرنيسم (7)   صفحه 19

+     | 

پوستر نشریه دانشجویی بذر به مناسبت

تحریم دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری

پوستر نشریه دانشجویی بذر در تحریم انتخابات

+     | 

نشریه دانشجویی بذر شماره ۳۵ - اردیبهشت ۱۳۸۸

بذر دانشجویی شماره ۳۵ - اردیبهشت ۱۳۸۸ 

 اعلاميه نشريه دانشجويی بذر به مناسبت "اول ماه مه - روز جهانی کارگر"  صفحه ۲

■ دو گزارش از اول ماه مه در تهران  صفحه ۴

■ از فصل کار تا فصل آگاهی ! روايتی از وضعيت کارگران فصلی  صفحه ۵

■ معرفی  فيلم: "خوش آمديد!"  صفحه ۱۱

■ ماتریالیسم تاریخی و نظریه «از خود بیگانگی انسان» - بخش سوم  صفحه ۱۴

+     | 

نشریه دانشجویی بذر - ویژه ۸ مارس - شماره ۳۴

نشریه دانشجویی بذر - ویژه ۸ مارس - شماره ۳۴

 گرامی باد سی امين سال تولد جنبش نوين زنان ايران   صفحه ۲

 بيانيه نشريه دانشجويی بذر به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن   صفحه ۲

 داستان اجباری شدن حجاب در ايران   صفحه ۴

 ستم بر زن، چرا؟ رهايی، چگونه ؟   صفحه ۷

 قربانيان تجاوز   صفحه ۸

 تن فروشی: جلوه ای از عموميت يافتن روابط کالايی   صفحه ۱۰

 گزارشی از موقعیت زنان روستایی   صفحه ۱۲

 نقد فيلم "سرزمين شمالی"   صفحه ۱۳

 بسی رنج بردم در اين سال سی...   صفحه ۱۵

+     | 

پوستر نشریه دانشجویی بذر به مناسبت

اول ماه مه "روز جهانی کارگر"

پوستر نشریه دانشجویی بذر به مناسبت "روز جهانی کارگر"

+     |